داخلی-1.45صب-ولو شده کف اتاق:
حدود چار سال پیش بود،عجیب گره خوردم.چار سال گذشته،کف اتاقمم و همچنان از مرور گذشته لذت میبرم فهمیدم زندگیم یه شکاف داره که گاهی میفتم توش.هیچ کاریو هیچ وقت تا ته انجام ندادم حتی شاشیدنو !شاید واسه همینه که همیشه پریشونم!واسه همینه که با یه کت ترکمن سبز و دامن و جورابای لنگه به لنگه کف اتاق دراز شدم!به سه تا ساعت که سه تا زمان مختلفو نشون میده خیره شدم.قرمز کوچیکه که بیشتر دوسش دارم زمان پاریسه!!!بوی دامن کوتاه بوی شهوت مردانه میده،بوی آرایش غلیظ و بوی تند عرق و سیگار و پولای کهنه ی کنار بالش!4.15 صب میزنیم بیرون.بریم کجا؟بره سفید دیگه!اصن بخاطر اون اومدیم بیرون!فلش بک به دوسال پیش!(اکباتان-داخلی-7.30عصر-زمستون)کجابریم؟کافه دیگه...همون که فاز دو ه!بخاطر اون اومدیم بیرون!(گفتم که هیچ کاریو تا ته انجام ندادم!)یادمه اولین بار که دیدمش ازش خوشم نیومد!توو همین بلوار شقایق بودیم!گفت رژ لبت پر رنگه!جفتمون ساکت بودیم و من به رنگ رژ لبم فکر میکردم که همیشه همین بوده!همون روز تصادف کرده بود!پشت تل:زارت!باز زدم به یکی دیگه،قبل توحید چمران به سمت شمال!!!(پک به سیگارم:جیـــــــز)آب آلبالو یا انار توو همون کافه ی پایین سفارت عراق!
صدبار روی وال اف بی نوشتم که قدم بلند نیس،پوستم برنزه نیس،اما باورش نشد!اصن چی داشتم میگفتم؟!آها...کلاغ از قفس پرید(نقطه)(سیگارم:جیــــــــز!)اینو آقای الف که تازه شده سیکیوریتی ه هایپر شده بهم گفت.وقتی ازmangoردشدم!با اون عینک مسخره م!بهش گفته بودم آخرش یه روز آوا میشینه رو پات و براش از من تعریف میکنی!اون موقع من حتما دارم ظرف میشورم!
بیداری؟اگرم بودی جواب نمیدادی!گیج میخورم بین قطرات باران خ فاطمی!ببخشید آقا،اجازه؟میشه همینجا عاشقتون شد؟تشکر بابته چی؟بابته اینکه کوچولو امو نمیتونم بغلت بگیرم؟عجیبه!تخمه آفتابگردون میل دارید یا سیگار؟مارتینی یا رانی؟ببینید آقا اگه شما بلد بودیدپیانو بزنید من حتما باهاتون ازدواج میکردم و یه بچه می آوردم شایدم کمی بیشتر از یکی فقط کمی بیشتر!که اسمش...نمیدونم آقاشما اسم بگید من تاحالا بچه نداشتم!هرچی ام داشتم کورتاژ کردم آقا ببخشید!اما زنانگی همیشه درددارد!تاجایی که خاطرم هست روی پل پارک وی سیگار نکشیدم!
آقا من همان زن ساعت شش صبح به وقت گرینویچم!بفرمائید آب پرتقال بعد از سیگار میچسبد و جدا نمیشود!!!آقا من تاحالا سه بار کورتاژ کردم و دیگه نمیخوام!(پک به سیگارم،صدای شاهین،تهوع)واستا!ستاری به سمت جنوب!بالابیار راحت باش!اوووووق غ!ببخشید!راحت باش!5.30صب!به وقت لندن!من لاک قرمز به پامه،گوشواره های افسانه گوشمه،سخت بود اما ممکن بود!بعد از سه بار خودکشی بود که فهمیدم صادق کی بوده!بوف کور چی بوده!وقتی چشمام تار میشد و بالشمو چنگ میزدم اون وخ بود هجوم افکارپس و پیشم به ذهنم!چار سال پیش بود که دست به دیفال راه میرفتم!"گاهی آبستن چیزی میشویم که نمیدانیم چیست!"
استاد متن های بی بکارتم را دم خور مردانگیتان میکنید؟دهانم را که بو میکنم متوجه میشوم که مارتینی 15درصد به هیچ کجای آدم نمیرسد چه برسد به آنجای آدم!از کوکتل پنیری متنفرم!عاشقانه باصدای هایده کمی مسخره ست!شاهین حقیقت تلخ را بالا می آورد روی کت شلوار جرج آرمانی!
شاسوسا91/2/7
چندقطره رنگ:بلانش میگه کلاغا حیوونن نمیفهمن!(کاش بلانش دروغ بگه!!)
چندقطره رنگ1:ما دوتا هووی خوبیم مگه نه؟
چندقطره رنگ2:اما من بازم برای کلاغا دون میریزم آخه کسی دوسشون نداره طفلکیارو،گرچه میدونم کلاغا یادشون میره و فقط گنجشکان که یادشون میمونه!
چندقطره رنگ3:گه توو قبر این زندگی!!!!
چندقطره رنگ4(بعدا نوشت):تیـــــــــر خلاص نزدیکه خیلی نزدیک!آقای میم اسکیزوفرنی من عود نمیکنه دیگه...دست های زنانه ام است که میلرزد!امروز فهمیدم که علاوه بر بین پاهام،توو دهنم،توو قبلمم پر خونه!همین روزا توو مغزمم پر خون میکنم...بلانش؟تاحالا دیدی خون یه زن با عطر بهارنارنج و لاک قرمز و پوست گندمی بپاشه رو دیفال؟!آخ بلاانش خیلی قشنگه!راستی قرص هایم کو؟!
نیمه شب-داخلی-حدود2.30 صب!
دامن کوتاه سیاه وسفیدم رو با تی شرت سفیدمو در می آرم . پیرهن و شلوارک صورتیه خواب میپوشم،درِتراس و باز میکنم هوای خنک میپیچه بین پاهام،یادم می افته که از شر سوتین راحت نشدم!درش می آرم..خیلی مرتب مث"گل"میپیچمشو میذارمش زیر بالشم(همونجایی که وقتی بچه بودم دندونایی که می افتادو می ذاشتم)!موهامو شونه میکنم و با فرموهام بازی میکنم!بوی عطر بهار نارنجم میپیچه توو بینی م!....صفحه ی گوشیم روشن میشه:-یه چاقو دستمه،بگیرش!+بدش به من دیوونه!-بدنمو باش زخمی کن!+خفه شو!من نمیتونم یه روز با تو بد اخلاق باشم اونوقت چطور میتونم همچین کاری کنم؟!-بابام چطور تونست؟تازه اون موقع پنج سالم بود!(فشارم به طرز محسوسی افت میکنه،9بار میخونم متنو!مات شدم!)+قفل کردم...همین!!!
+بچه دوس داری؟-بچه ای که مال منو تو باشه؟+نه کلا گفتم!-نه زیاد!+میدونی من یه دختر داشتم!اسمش آوا بود!یه روز عصر گمش کردم!-ینی حامله شدی؟!+آره،حامله ش شدم،دنیاش آوردمش!بزرگش کردم!+کـــــــــــــــــــــــــــاش ایمان داشتی به احساسم!
چندقطره رنگ:دلم نمیخواد هوو باشم
چندقطره رنگ1:هنوزم شما بد اید آقا...باید چای ریخت روو پیرهنتون آقا!ضمنا من غریبه نیستم آقا!
چند قطره رنگ2:طولانی تر از بقیه:کنج یه کافه(آقای "میم"میدونن که کافه ای خوبه ک کنج زیاد داشته باشه)پشت به همه پاکت مارلبرو و فندک جدیدمو میذارم رو میز...کتاب"مصطفی مستور"و یه بسته دستمال و گوشیمو میذارم کنارش!بارمن میاد پیشم(خیره به رژ و لاک قرمزم و کنتراستش با لباسای سبزم!)-مث همیشه خانوم؟!+بله فقط توو زیر سیگاریم قهوه نریز لطفا!...(میدونن ک تابستونا لیموناد میخورمو زمستونا فرانسه)این کتابو برای سی و یکمین بار میخونمش!(اینو از چوب خطایی که اول کتاب گذاشتم میفهمم!!)بیشترشو حفظم!آروم دستمو میبرم زیر شالمو سر سینه هامو لمس میکنم!!!!میفهمم که هستم!(یادم می افته که به انوش نگفتم که دوتا انگشت خوبه)اسکیزوفرنی ام کجا افتاد؟!یه دفه؟یه هویی؟انقدر غرق شدم که اسکیزوفرنی م سبک شدو اومدروی آب واستاد!فک کنم دستش توو دسته آوا بود!که باهم گم شدن!یکی از لاک قرمزامم کمه!سیگارم خاکستر میشه!!!تنها/با یه ویفر قرمز و موهای چتری/با رژ و لاک قرمز/خیلی ام بد نی!
چندقطره رنگ3:بعد اون درد که عرق به تنت میشونه،خیسی خون بین پاهات از دردت کم میکنه...همون وقتی که قرمزیِ خونِ ملحفه زنانگی تو به رخ ت میکشه!!!
شعر هایم همه از تو آغاز میشوند
دو رکعت به نیت هم آغوشی با تو
تو بوی چای"ارل گری"بودی در یک بعد از ظهر بهاری
شاید هم بوی بهار نارنج جا نمازم
شعرهایم عریان اند،به وقت ابدیت
بِسم چشم های تو...
اشهد انّ مردانگی
میانه ی شعر هایم تویی
تو حل میشوی در لیوان شیر قبل از خوابم
"ساعت هابه وقت انسانیت خوابند استاد!"
وتوقلبت را در پاکت سیگارت مخفی میکنی و
من در بطری"تیکیلا یم"
تو دود میشوی و
کش می آیی بین دقایق
و فقط مست نگاهت میکنم!مست
لا اله الا شانه های تو!
راستی تا شهرک چند میگیرند؟
دچار میشوم
دچار بی چارگی ام
اشهد انّ حرارت...
شاسوسا3/اردیبهشت/91
چند قطره رنگ:این آقای "کا" کیست که عالم همه دیوانه ی اوست؟!
چند قطره رنگ1:میخوام از زندگی استعفا بدم...کسی هس استخدام جای دیگه ای کنه منو؟مزایا هم نداشت مورد نداره...
چندقطره رنگ2:کره بادوم زمینی کوچیک از دریانی برام بخر..راستی پول عینکو ندادیا:دی(ینی حالم از هرچی آدم ریش بلند مو بلنده پوفیوزه بهم میخیوره!)
چندقطره رنگ3:این واژه ی پوفیوز عجیب ادای دِین میکنه ها!عجیـــــــــــــــــــب!!!
چندقطره رنگ4:ستارخان م آرزوست!
چندقطره رنگ5:خانوم"الف"کیوانی خیلی ارادت مندیم!خانوم"میم"هواتونو دورادور داریم رفیق!
باز هم بهار است
فصل آبستنی گربه های محل
فصل خیانت های پی در پی
فصل عاشقی های زودگذرو..
تپه های زنانه و....
ایفل های مردانه....
فصل سیگارهای مونتانا!
اس ام اس های شبانه!
شاسوسافروردین 91!
چندقطره رنگ:برات قصه بگم؟چه قصه ای؟شازده کوچولو خوبه؟شازده...من دیگه هیچ گلی ندارم!ک مسئولش باشم...ک خنده شو به هزار تامثل شما ندم...!راسی تو این سیارک ب612 هیچ گیاهه بااو بابی بهم نمیرسه ینی تخمه گیاهای بد بهم نمیرسه!دلم برات تنگ میشه !گاهی...نگاهی!
چند قطره رنگ1:کجابودی تو لعنتی؟لعنت بهت...راسی من زودتر از تو میمیرم!
چندقطره رنگ2:خسه شدم بس هر عوضی ای جلو پام واستاد...
سیگارومشروب و
سیگارو مشروب و
گریه پشت هم
خاطراتت مچاله میشن
می آن پشت سر هم
من اما دلم تنگه از هرچی خاطره ست
تیغ و میکشم رو رگم
پاک شه هرچی فاصله ست
لاک قرمزو
موی بُلَندو
رقص نیمه شب
شیرین میشه واسه من
هرکی که اسمش فاحشه ست
توی ذهنم یک حجم خالیو یک دختره باکره ست
تلخ روز من و
باشی،شیرین کامه من
اسم"آوا"که هست
حالم بدمیشه از هرچی حامله ست
شاسوسااسفند90
چندقطره رنگ:بیداری؟دارم دیوونه میشم....
چندقطره رنگ1:1قرص آبی...متادون...اوووف...هجوم می آورد حجم نبودنت بر حجمه ی تنهایی هایم...1نخ مارلبرو لطفا!
چندقطره رنگ2:خجالت میکشم از متن های بی بکارتم استاد!
بیا بیا و در نسوج و بند بند جسمم بمان،بیا و ته نشین شودر من ،نرو،اصلا بیا و بمان و نرو تا فصل پروانگی ام.بنشین و نگاه کن درحلول رنگارنگ زندگی ام چگونه با برگ های درخت باغچه هم بستر میشوم.توهمان خبال نازک ابریشمی که در دستان"یگانه"خیس میشوی و خشک میشوی هزار بار.واله و حیران گرداگرد تو...من پروانه شوم تو شمع خواهی شد؟من بمانم تو خواهی ماند؟بیا...بیا و برکش و بالا رو...بیا و به ساق های زنانه ام بپیچ...بیا...حرف نزن...لب بده...دست بگیر...عرق برچین...بشو عیسی...کافه های نرسیده به سانتیاگورانفس بکش...مصلوبت میکنم...موسی شو..گمشو در دشت...سخن بگو...حیران شو..نه مست ....نه مجنون شواصلابیا...تو بیا وبشومن میگویم چه!!!!بیا و مردانگی نیمه کاره ات را به رخ بکش...
کیسه خوابت راهم بیاور...!!!!"امشب هواسرد است و کوهستان بیرحم"!!!
شاسوسابهمن 90
چندقطره رنگ:من همانم...فاحشه ای صورتی که دست به دست مردان شهرم میشوم...همه ی ژتون های لاله زار را میخری؟
چندقطره رنگ1:بعدمدت ها تلنگری بهم زد...انقدرحالم بده که تونستم بنویسم!!!!
چندقطره رنگ2:دلم بابامو میخواد...که بشینه پشت میزش با عینکی که نوکه بینیشه...منم 1دختربچه ی 5ساله...با موهای فرفریه خرمائی با پیراهن بنفشه یاسی با گلای ریز که مدام سوال پشت سوال میپرسموبابایی م جواب نمیده فقط از پشت عینکش منو نیگا میکنه...آخرشم من رو کاناپه خوابم میبره!بابایی فقط میاد اون پتوقرمزرو میکشه رومو میبوسم و میره پشت میزش بازم...گاهیم اصلا نمیبوسم!!!بابایی تنش بوی عطرckمیده!بابایی....دلم براتون تنگ شده!خیلی...
چندقطره رنگ3:ببخش کمی از عطر تنت را بوئیدم...بیشتر خواهم نوشت...روزهاست که نبوده کسی تا بنویسمش!
برگشتم...سلامتی همه رفیقایی که توو این مدت آرومم کردن....
متوهم تر از سابق..خوشبو...مست!
دیگر قرص هایم را نمیخورم!
چندقطره رنگ:پرازکلیشه ام این روزها...
هفتم آذرماه....شدشصت روز...خدایا!
چندقطره رنگ:دستم به قلم نمیره...میام همین روزا...زمین خوردم خاکی شدم..
